هدف از این تحقیق بررسی نظریه های رضایت از زندگی با فرمت docx در قالب 40 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد
فهرست مطالب
نظریه های رضایت از زندگی
2-3- مبانی نظری70
2-3-1- نظریه های روان شناختی70
2-3-1-1-نظریه سلسله مراتب نیازها70
2-3-1-2-نظریه نیاز به موفقیت72
2-3-2- نظریه های روان شناسی اجتماعی74
2-3-2-1-نظریه محروميت نسبي74
2-3-2-2-نظريه تطابق آرزو- وضعيت76
2-3-2-3-نظريه دلزدگی زيمل78
2-3-2-4-نظریه دلهره منزلت83
2-3-2-5-نظریه برابری84
2-3-2-6-نظریه ارزش منزلت85
2-3-2-7-نظریه بیگانگی اجتماعی85
2-3-2-8-نظریه مقایسه اجتماعی86
2-3-3- نظریه های جامعه شناسی89
2-3-3-1-نظریه آنومی دورکیم89
2-3-3-2-نظريه رابطه اجتماعي90
2-3-3-3-نظریه كونيگ94
2-3-3-4-لوئيس كريزبرگ95
2-3-3-5-نظریه کارل مارکس96
2-3-3-6-نظریه ی پارسونز97
2-3-3-7-نظریه هومنز99
2-3-3-8-نظریه مبادله پیتر بلاو99
2-3-3-9-نظریه اینگلهارت100
2-3-3-10-ولع ارتقاء در ايران و عوامل مؤثر بر آن101
2-3-4-چهارچوب تئوریک102
2-3-5-فرضیات تحقيق105
2-1 مدل نظری تحقیق106
مازلو در نظريه سلسله مراتب نيازها، مفهوم «رضايت» را مترادف با «ارضاي نياز، تأمين نياز و رفع نياز» ميداند. ارضاي نياز شامل حالاتي مانند نيرومندي، چالاكي، لذت و پاداش است. پس از ارضاي يك سطح از نيازها، نيازهاي ساير سطوح، اهميت پيدا ميكنند و آنها خواهند بود كه بر رفتار شخص تسلط خواهند يافت تا به پايينترين سلسله مراتب برسيم (مندوزا ،1995 نقل از هزارجریبی وصفری شالی،1388 :12).
به طور عادي و معمولي در جامعه پارهاي از نيازهاي اساسي افراد ارضا ميشود و پارهاي ديگر ارضا نشده باقي ميماند. به زعم مازلو درصد رضايت افراد در برآوردن نيازها به تدريج افزايش پيدا ميكند و با گذشت زمان درصد ارضاي نياز بيشتر ميشود و اين امر با انتظارات افراد رابطه مستقيم دارد (مازلو، 1995نقل از هزارجریبی وصفری شالی،1388 :12).
مازلو درمورد اينكه هر كدام از نيازهاي انساني در افراد مختلف تا چه حد ارضا شده و موجب رضايت از زندگي در افراد ميشود معتقد است نيازها در افراد مختلف متفاوت بوده و نسبياند. نيازهاي هيچ كسي در تمام موارد و به طور كامل ارضا نشده و هيچكس تاكنون، به رضايت كامل نرسيده است.
بايد متذكر شد كه: اولاً در هر يك از اين دسته ها، تعدادي از نيازهاي شبيه و نزديك به هم جاي مي گيرند. مثلاً در دستة چهارم: نياز به احترام نياز به قدرشناسي، حفظ آبرو و غرور، كسب ارزش و منزلت و ... جاي مي گيرد.
ثانياً مازلو معتقد بوده است كه اين نيازها داراي يك سلسله مراتب هستند: نيازهاي پايين يا دون و نيازهاي عالي. يعني براي انسانها ابتدا نيازهاي جسمي (نياز پايين ) مهم ند. بعد ارضاء نيازهاي جسمي، نياز به ايمني براي او مطرح مي شود و بعد از آن " روابط " و بعد " احترام " تا بالاخره در انسانهايي كه همة نيازهايشان برطرف شده است, نياز متعالي به تفكر دربارة معني و محتوا (به خود رسيدن ) مطرح مي شود.» ( رفيع پور، 1378 ( الف ): 41- 42 ).